أبو علي سينا

مقدمه 37

رساله جوديه ( فارسى )

« ابن سينا با اينكه در كليات از عقايد اساتيد يونان ( بقراط ، ارسطو ، جالينوس ) و ايرانى ( محمّد زكرياى رازى ) پيروى مىكند آنها را براى بيان بسيار از مسائل پزشكى كافى نمىداند . » « بقراط و عموما تمام پزشكان پيش از ابن سينا مرض را يك نوع عنصر خارجى مستقلى ميدانند كه گاه بگاه بدن را مورد حمله قرار ميدهد و بدن كه مركب از اعضاء و رطوبات و نيروى حياتى است در مقابل آن بمبارزه ميپردازد . نتيجهء اين مبارزه تندرستى و حيات با بيمارى و مرگست . » « ابن سينا بتجربه و استدلال دريافته بود كه اين طرز فكر كاملا درست نيست و هر چند با معلوماتى كه در آن زمان در دست داشت نتوانست اين مسأله بزرگ علم پزشكى را حل كند پيدايش بيماريها را بنحو ديگرى بيان كرد و چون اطلاعات او فقط در پزشكى نبود و نظريه‌هاى فلسفى و علمى و خصوصا فيزيكى و شيميائى و مكانيكى را قادرانه در بيان اين مسائل دخالت ميداد توانست عقايدى اظهار كند كه در حقيقت پايه و مقدّمه كشفيّات دانشمندان بعد از او بشمار ميرود . » « ابن سينا علل امراض را به دو دسته قسمت مىكند : « علل خارجى و علل داخلى » . « علل خارجى با فعل و انفعالات بدن ارتباطى ندارد و با علائمى كه بوجود ميآورند به سهولت شناخته ميشوند . كافى است كه اين علّت معلوم را از بين ببريم تا رنجورى زائل شود چه اگر رنجورى معلوم باشد ميتوان آن را با ضدّ آن از بين برد . اين همان قانون درمان « ضدّ با ضدّ » جالينوس است . مثلا قدما معتقدند كه امتلاء را با تخليه بايد درمان كرد همچنانكه گرسنگى را با غذا و عطش را با آب ميتوان بر طرف ساخت . »